مرگ بری و کتاب تاریخ او


بری چند کتاب مهم نوشت اما بیشتر اعتبار و شهرت او در روزگار ما به کتاب تاریخ اوست . تاریخی که از آفرینش جهان و داستان آدم و حوا شروع می‌شود و تا اوایل قرن چهارم هجری (یعنی زمان حیا).

به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت: ‌ «یک: زبری زمستان ۳۰۱ خورشیدی در چنین روزی در بغداد از دنیا رفت. از مهم‌ترین دانشمندان خود و یکی از مشهورترین مورخان تاریخ ماست و بسیار، کمترین نامش را شنی. پسرش عبدالعزیز می گفت «پدرم از حیث فضل و دانش و هوش دارای مقامی بود که هر کس او را میدید و میشناخت، منکرش نمیشد، زیرا او بسیاری از علوم اسلامی را در خود جمع کرده بود که دیگران به آثار آن پایه نمیرسید و فهرستش از همه. علما و فقهای آن روزگار بلندتر و غنی‌تر است. هم در علوم قرآنی و هم در اخبار پیامبران و پادشاهان تبحر بسیار داشت و روایت های مختلف و متضاد از ه ا.

شاید حرف‌های پسر درباره پدر بسیار پذیرفتنی نباشد اما او فقط یکی از ستایشگران طبری بود. به عنوان مثال «ابوالعباس نحوی که از بزرگان علوم ادبی روزی از اصحاب خود روایت کرده است چه کسی از :فتند: هیچ کس باقی نمی ماند و تمام شیوخ و اساتید از میان ما رفته اند. نگاه ابوالعباس از مخاطبی از جانب غربی بغداد که کنارش نشسته بود، پرسید: حتی جانب شما هم از بزر. جواب شنید: ری مگر این که طبری فقیه را یکی از علمای نحوه ایجاد کنیم. ابوالعباس پرسید: پسر جریر؟ مخاطب گفت: ری. نگاه ابوالعباس گفت که به راستی او، یعنی طبری از علمای متبحر و بصیر به نحوی است. این سخن از ابوالعباس غریب بود، زیرا او مردی تندخو و مغرور بود و برای کسی شهادت به تبح داشت. از این که درباره طبری چنین گفت، دلیل روشنی بر مقام طبری در علم نحو است.»

دو: بری چند کتاب مهم نوشت اما بیشتر اعتبار و شهرت او در روزگار ما به کتاب تاریخ اوست . تاریخی که از آفرینش جهان و داستان آدم و حوا شروع می‌شود و تا اوایل قرن چهارم هجری (یعنی زمان حیا). مسعودی مورخ میگفت تاریخ طبری از همه کتابهای تاریخی دیگر برتر است و آرزو بر همه کتابهایی که در این رشته نوشته شده اند و اکنون موجودند فزونی دارد. اما خود طبری در شروع کتابش مینویسد که «خواننده این کتاب بداند که استناد ما به آن چه در این کتاب میآورم به روایات و اسنادی است که از دیگران، یکی از دیگری به ما رسیده است و من نیز خود را از آنها روایت می کنم یا سند. روایت را به ایشان می‌رسانم. نه آن که در آوردن مطالب تاریخی، استنباط فکری و عقلی باشد. »

و بعد میافزاید “اگر ناظران و شنوندگان اخبار این کتاب به برخی از داستانها و قصه ها برمیخورند که عقل وجود آنها را انکار می کند و گوشها را از شنیدن آنها تنفر حاصل می کند، نباید به من خرده گیری و عیبجویی کنند; آهان که این گونه اخبار را دیگران و پیشینیان برای ما نقل کرده اند و ما نیز آنها را چنان که شنیده اند.

از اینرو اشاره به خبری از اخبار موجود در تاریخ طبری الزاما اشاره به قطعی تاریخی نیست و هرکس فقط جمله هایی را نقل کند یا بخشی از آن، از «تاریخ» سخن نمیگوید. نویسنده‌اش نیز چنین ادعایی نداشت.»

انتهای پیام