را خیلی با حراج هنر مخالفند؟



سمیه رمضان ماهی ـ پژوهشگر هنر

«پندی پیش نشستی در موسسه فرهنگی و هنری ایده با نقد و تحلیل حراج تهران موضوع برگزار شد که ر آن پد هنر موضوع مهمی است که در عالم بسیار جدی می‌شود موضوع «نهاد» است. تا مدت ها در تاریخ هنر، کسانی که در فضای هنری به فعالیت می پردازند و به دنبال آنها هستند، دیگران بهپد ده. در چنین شرایطی در واقع شی هنری دارای ارزشی بود که در هنر وجود داشت. از اشیا نمیتوانستند اثر داشته باشند چون بالذات، یعنی از حیث متریال، جایگاه هنرمند و کاربرد اثر، کیفیت همچنی ساخت هارمونی، زیبایی و سایر عناصر زیبایی شناسی، فاقد ارزش هنری دانسته میشدند. همچنین در چنین نگرشی می‌توان با حذف نام هنرمند همچنان اینطور برداشت کرد که اثر هنری بالذات و با ون اصول خاص اعم از سنت یا زیبایی‌شناسی را در خود دارد.

مان در تاریخ می‌گذرد. در طول تاریخ نظرات پیرامون هنر و هنرمند عنوان می شود. در قرن ۱۶ وارد اتاقی میشوید که پیکرهای مرمرین از انسان درون آن اتاق وجود دارد و علاوه بر آن کتابی هست که از صفحات تشعیر و نگارگری است. افزون بر اینها، یک تلِ آجر و یک عینک دودی نیز روی زمین اتاق دیده می‌شود. اگر فرد از قرن ۱۶ را پیدا کند و از او پرسیم کدامیک از این موارد اثر هنری است، این انسان قرن ۱۶ م مجسمه و نسخه خطی اثر هنری است. اگر از او بپرسید که آیا عینک یا تل آجر نیز می‌تواند اثر هنری داشته باشد؟ بدون شک پاسخش منفی است. اما امروز اگر از تحصیل در رشته هنر بپرسند کدام یک از اشیاء آن اتاق اثر هنری است، من در پاسخ خواهم گفت: «هرکدام از آن اشیا می تواند اثر هنری داشته باشد اگر …» اگر همان چیزی است که پای نهاد را به. میان می‌آورد.

در ورود به قرن بیستم اثر هنری از امری ذاتی، به مقوله‌ای به نام «نهاد» انتقال می‌شود. جورج دیکی نهاد اجتماعی هنر را تعریف می کند. او می‌گوید: چیزی که یک اثر هنری را می‌کند بالذات در آن وجود ندارد. بلکه «نهاد» آن چیزی است که شأنیت اثر هنری را به آن می‌بخشد. چه چیزی به یک اثر هنری برچسب اثر هنری می‌بخشد؟ جورج دیکی پاسخ می‌دهد: «نهاد اجتماعی هنر». سازندگان این نهاد اجتماعی عبارتند از ; الری‌‌داران، مجموعه‌داران، مدیران و موزه‌داران و سایر افراد متخصص در حیطه هنر فعال هستند. نها هستند که به اثر، برچسب‌های هنری القا می‌شوند و ترتیب می‌دهند، این اثر یک اثر هنری می‌شود. فقط دیکی یک اصل دیگر مطرح می‌کند: دست‌ساز بودن. نه به معنای آن شیء هنری ساخته دست باشد! بلکه دست یک هنرمند شیء را انتخاب کرده باشد.

حال کمی به عقب برگردیم. به دوره‌هایی که افراد، مجسمه و نسخه خطی را اثر هنری بلاشک می‌دانستند. یا در آن زمان نهاد وجود نداشت؟ یا ما چیزی به اسم نهاد مذهبی نداشتیم؟ کیا کلیسا نمی‌توانست اسپانسر آثار هنری باشد؟ یا میکل آنژ با وجود درگیری شدیدی که با کلیسای کاتولیک داشت، در قرن ۱۳ می‌بود می‌توانستم شاید نه! اینجاست که نقش نهاد به خوبی عیان می شود.

در دنیای دنیایی زندگی میکنیم که جزوه اقتصادی لاینفک فعالیتهای ماست. ما به طور عجیبی با موضوعاتی به نام «ارزش مالی» درگیر هستیم. اگر فردی زمان و انرژی‌اش را صرف کاری بدون رهاورد مالی کند، برایمان عجیب است. برنامه اقتصادی و در واقع «نهاد اقتصادی» در چرخاندن موتور حرکت جهان است. بالطبع در مورد اثر هنری هم چنین است. به نقدهایی که به چنین مسئله ای وارد می شود کاری را ندارم اما آنچه مسلم است آن است که امروز غیرممکن است که می توانید به اثر هنری بدون ارزش اقتصادی نگاه کنید. همین نگرش امکان ظهور و حضور حراجی‌ها را به عنوان پایگاه دوم در پرداخت آثار هنری در جهان معاصر. در حال حاضر حراج بزرگ تهران، ۱۵ دوره است که در حال برگزاری است. واکنش های خصوصی در خصوص حراج به صورت کلی و حراج تهران به صورت خاص از سوی مردم و مقابله با آنها انجام می شود اما چه چیزی از مردم عامه در کشور ایران، با نفس حراجی به طور کلی مخالفند؟ را همچنان معتقدند آثار هنری «نباید» قیمت پیدا کنند. برخی می گویند شأن اثر هنری بسیار بالاتر از آن است که قیمتی ارزش آن را تعیین می کند.

شاید ریشه این امر آن باشد که ما به لحاظ فرهنگی در کشوری زندگی می‌کنیم که هنرمند به صورت پنهان واژگون باشد در این فرهنگ پس‌زمینه‌ای وجود دارد که می‌گوید هنرمند صاحب شخصیتی است که از عالم ماده بریده است. نکته دوم آن است که به لحاظ فرهنگی در فرهنگ زیسته ما ایرانی ها، هنرمند یا آرتیست بودن شغل نیست. اصولا در دیره واژگان ما ایرانی‌ها، شغلی با عنوان «هنرمند» وجود ندارد. اینها ابتکارات و تولیدات جدید ماست. با این مقدمه باید گفت هنرمندی که بخواهد در این خاک به واسطه خلق آثار هنری‌اش کند و زندگی کند حتا در ۱۰۰ سال متوالی که هنر آغاز شد و هنرمند از صنعتگر جدا شد باز می بینیم که بسیاری از هنرمندان نسل اول و دوم مدرن ایران شغلی بجز هنرمندی نیز برای امرار معاش داشته اند. برایمان غریب است که چگونه یک آرتیست می‌توان در جامعه امروزی به واسطه خلق آثار هنری زندگی

هنر نه تنها می‌تواند شغلی داشته باشد، بلکه می‌تواند شغل پُـر بازدهی هم باشد. می‌توان تولیدات عالی داشت و حتی رهاورد مالی عالی هم داشت. در ناخودآگاه خیلی از ما اینطور نقش بسته است که هنر امری لذت‌بخش است و به خاطریذ آدمی است و نمی‌توانم. امروز در تمام جهان از این مفاهیم گذر کرده‌اند و این ما هستیم که باید در نوع نگاه‌مان تغی باشیم. وقتی این تغییر در نگرش ما به هنر و هنرمندی تغییر کند آن وقت حضور مارکت هنری برای مبادله اثر هنر.

مسئله بعدی نگاه عمومی به امر مجموعه داری است. اصول مجموعه داری با کلکسیونری اشیاء عتیقه یکی دانسته می شود. اگر فردی از یک هنرمند جوان اثر بخرد هنوز جانیفتاده چه برسد به اینکه امسال بخرد و پنج سال دیگر. ذوی ذهنیت جمع کردن برای لذت فرد زنده حاکم است. به طور مهمی که در حراجی امکان ظهور می‌یابد «دیده شدن و شناخته شدن اثر» است. یک بخش از اثر هنری اثر هنری به واسطه معوفیت اثر حاصب می شود پس هر امری که زمینه این دیده شدن و ش ش ت می شود.

انتهای پیام

سریعترین رژیم لاغری