دومینوی خونین یک فحش‌نامه – ایسنا


مقاله انقلاب سرخ و سیاه روزنامه اطلاعات، دومینو از کشتار و خونبازی های زنجیرهواری را از قم شروع کرد که حرارت شعله هایش سینه زنان و مردان تبریزی، اصفهانی، شیرازی، یزدی، جهرمی و اهوازی را چنان سرخ کرد که در چهلم قتلعام مردم یک شهر، مردم شهرهای دیگر به خروش آمدند و با گلوله‌های سرخ ارتش شاهنشاه آریامهر به خاک و خون افتادند.

به گزارش ایسنا ۲۹ بهمن ماه، چهل و چهارمین سالگرد قتل عام مردم تبریز به دست مأموران ساواک و ارتش شاهنشاهی است که در سال ۱۳۵۶ در بزرگداشت چهلمین روز کشتار مردم قم را انجام داد.

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

۲۹ بهمن همزمان با چهلمین روز قیام خونین مردم قم در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۵۶ مجالس ختم و سوگواری زیادی در یادبود شهدا و جانباختگان این جنایت در شهرهای مختلف کشور برگزار شد. در تبریز نیز به دعوت آیت الله قاضی و ۱۰ نفر دیگر از علمای تبریز مردم ساعت ۱۰ صبح جلوی در مسجد میرزا آقا یوسف مجتهد جمع شدند اما سرگرد حسین حق شناس، رئیس کلانتری بازار تبریز ضمن پاره کردن اعلامیه ها، خادم مسجد را از باز کردن در مسجد میرزا آقا یوسف مجتهد جمع کردند. مسجد منع کرد.

به کار بردن الفاظ رکیک نسبت به مسجد، جوانی غیرتمند به نام محمد تجلا به سمت سرگرد پاره آجر پرتاب کرد و دلیل حق شناس دلیل کلتش را بیرون کشید و جوان تبریزی با شلیک گلوله به شهادت رساند. این اتفاق باعث می شود تا جوانان پرشور و انقلابی تبریز به سینماها، شراب فروشی ها، کاباره ها و خانه های آلوده و به آتش ککیدن آنها تبدیل شوند.

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

بیشترین لطمه جوانان تبریز به پاساژ پهلوی، از مراکز اصلی شراب فروشی، قمارخانه و رستوران بود. مردم همچنین به اقامتگاه برخی هواداران آمریکایی که در خیابان دانشسرا واقع شده بودند، حمله کردند و خسار کردند

از این لحظه به بعد به فرمان شهربانی و ضد شورش ساواک کامیون های نظامی ارتش به خیابان های شهر ریختند و درگیری خونینی بین مردم و نظامیان شاهنشاه به وجود آمد. یحیی لیقوانی، رئیس جمهور ساواک تبریز با تماس با تهران خبر این حادثه را به مقامات مافوق و آنها خبر می دهد به محمدرضا پهلوی می دهند و او هم دستور شدیدترین برخورد با معترضان و بالاترین سطح حفاظت از پمپ های بنزین، پالایشگاه ها، کارخانجات و ادارات دولتی را صادر می کند. رد.

با همکاری شهری ساواک به هر شکل و اشکال ممکنات تبریز تا قبل از ساعت ۱۸ فروکش کرد و ماموران شهرداری با جرثقیل های ارتش، خودروها و سطل های سوخته را از سطح خیابان های شهر کردند و ساواک و شهربانی همزمان با اعلام حکومت از ساعت ۱۹. موجی از دستگیری دانشجویان و اساتید دانشگاه و برخی روحانیون شهر را آغاز کرد. گزارش آمار رسمی و غیررسمی تعداد دستگیرگان بیش از ۶۰۰ نفر گزارش شد.

واکنش. رهبر

بعد از رسیدن به خبر ضرب و جرح و قتل عام مردم به سیدروحالله موسوی خمینی، ایشان در اسفند ۱۳۵۶ از نجف اشرف در پیامی خطاب به مردم تبریز گفتند «سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد مرگ بر شاه، خط بطلان ش هگ.

زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود، محکم بر دهان یاوه گوی زدند که با بوقهای تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد در برابر مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت مینامند و این نوکر اجانب. و خودباخته مستعمرین را نجات دهنده ملت میشمارند.

مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور احدی را حق یک کلمه حق‌گویی و انتقاد نمی‌دهد و پلیس ننگی. شاهی عدالت گستر است که هرگاه با قتلعام، ملتی را به عزا می‌نشاند. من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت تسلیت بگویم. با چه بیانی این قتل عام‌های پی در پی را محکوم کنم. اطره بسیار اسف‌انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می‌دهم، نوید پیروزی نهایی را.»

آنها همچنین در چهلم شهدای تبریز در پیام دیگری بیان کردند «کشتار بیرحمانه قم، ایران را به هیجان درآورد و تبریز عزیز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بیدادگری کشاند و کشتار دسته جمعی تبریز ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در استانه. انفجار است، انفجاری که دست اجانب را به خواست خدای متعال برای همیشه قطع کند. انفجاری که انتقام مظلومان را از شاه بگیر و دودمان سیاه پهلوی را برای همیشه از تاریخ ایران محو کص

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

ریشه قیام

سرمقالهای که به قلم شخصیتی خیالی به اسم احمد رشیدی مطلق در روزنامه منتشر شد و با جملاتی توهینآمیز سید روح الله موسوی خمینی، محترمترین فقیه، مجتهد و سیاسی عالم شیعه را بازیچه دست استعمار روس و معرفی انگلستان کرد.

روزنامه اطلاعات در سرمقاله بین با ایجاد انشقاق ایشان و سایر علمای برجسته روزگار، علاوه بر معرفی این عالم خدا ترس و باتقوا به عنوان مقصر اصلی واقعه خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ایشان را مردی جاهطلب، ماجراجو، بیاعتقاد، وابسته و سرسپرده به مراکز استعمار. توصیف کرد.

دو روز بعد از مردم قم در واکنشی اعتراضی و شدید به سرمقاله روزنامه اطلاعات، راهپیمایی بزرگی برگزار می کند که این راهپیمایی نیز چنین واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از سوی اراذل و اوباش و گارد شاهنشاهی به خون کشیده شد. بازار بزرگ تهران نیز ۱۰ روز بعد از این واقعه خونین در اعتراض به ککتار بیرحمانه مردم قم و توهین سرمقاله روزنامه اطلاعات به سید روح الله خمینی تعطیل خد.

به دنبال ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت ایران و دبیرکل حزب ایران نوین با اسلحه کمری محمد بخارایی ۲۱ ساله از اعضای جمعیت فداییان اسلام، در مقابل مجلس شورای ملی در تاریخ اول بهمن ۱۳۴۳، امیرعباس هویدا، معاون دبیرکل حزب ایران نوین که رابطه دارد. بسیار خوبی با دربار و محمدرضا شاه داشت با حکم وی به عنوان نخست وزیر جدید ایران نخست وزیر.

با شدت گرفتن آتش گلوله های خونین رژیم بر روی مردم بیدفاع و پر حرارت تر شدن سخنرانی ها و اعلامیه های رهبر در تبعید ایرانیان، روزنامه اطلاعات به سفارش امیرعباس هویدا و با چراغ سبز محمدرضا پهلوی سرمقالهای تند و توهینآمیز به قلم فردی ناشناس و شخصیتی خیالی به اسم احمد رشیدی. مطلق تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» نوشت و به سید روح الله موسوی خمینی توهینهای زنندا.

این مقاله در وزارت دربار پهلوی تهیه شد و قبل از انتشار برای نظر محمدرضا شاه چند بار تغ. اولین اطلاعات از این مقاله در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۵۶ اتفاق افتاد. مقاله در این روز با تایید وزارت دربار و توسط امیرعباس هویدا در اختیار داریوش همایون وزیر وقت و جهانگردی و دبیرکل حزب رستاخیر قرار گرفت و به وی تاکید کرد که به سرعت در نشریات چاپ می شود.

هوشنگ نهاوندی یکی از رجال دوره پهلوی در خاطره ای تعریف کرد: این مقاله به پیشنهاد امیرعباس هویدا و شاه در پاسخ به سخنرانی آیت الله خمینی که به نوار کاست در کشور منتشر می شود، نوشته شد.

سرمقاله‌نویس از نگاه خود به تحلیل راهپیمایی‌ها و اعتراضات رهبر نهضت در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ پرداخت.

در این مقاله سراسر بهتان و تهمت و تهدبی آمد “پس از بلوای شوم ۱۵ خرداد که به منظور ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه ریزی شده بود، افرادی که واقعاً را مطالعه می کردند، یک نوع سرگیجه عجیبی داشتند، یرا). در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به نمای دیده می شود.

از یک سو عواملی که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمنهای دهقانی بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و بودند. به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضعیت سابق، پول در دست عوامل توده های و ورشکستگان دیگر سیاسی بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور می کنند می توانند انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی به دهقانان تبدیل کنند. سازند، دست به دامن عالمت روحانیت زدند.

… مالکان که برای ادامه تسلط خود همیشه از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش را در اختیار داشته باشند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و در نتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها شدند. نشدند، در صدد یافتن یک «روحانی» برآمدند که مردی ماجراجو، بیاعتقاد، وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و به ویژه جاهطلب تا مقصود آنها را تامین کنند و چنین مردی را آسان پیدا کنند. مردی که سابقه‌اش مجهول بود و به قشری‌ترین و مرتجع‌ترین عوامل استعمار وابسته بود.

… روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با انقلاب ایرانند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین ۱۵ خرداد شناخته شد.

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

۱۹لزله ۱۹ دی

فردای انتشار روزنامه سرمقاله، اولین پس‌لرزه‌های این سرمقاله موهن در شهر قم آغاز شد. با وجودی که هنوز نسخه چاپی روزنامه از تهران به قم نرسیده بود، اما خبر سرمقاله توهین آمیز بین مر این اتفاق باعث شد که کامیون حمل روزنامه عصر ۱۷ دی وارد شهر شد از سویی تعداد زیادی از مردم عصبانی مورد حمله و هجوم قرار می گیرند و بارها را می گیرند که حاوی روزنامه اطلاعات بود، پاره پاره و به آتش کشیده شد.

ماموران ساواک در گزارشی از این اتفاق نوشتند: «در تظاهرات امشب به عنوان اعتراض حدود ۱۰۰ روزنامه. ضمناً به عنوان اعتراض نسبت به توهینی که در روزنامه‌های اطلاعاتی به پایان رسید، کلیه درهای حوزش عو.

روحانیون و طلاب قم در تماس های تلفنی و ملاقات های خصوصی با بیوت مراجع تقلید و اساتید حوزه علمیه قم، با آنها برای جلسات تعطیلی درس و بحث و برگزاری تجمعات اعتراضی توافق کردند.

اقبال و ادبار علما

لاب قمی ۱۸ دی با اجتماع در بیرون مدرسه خان به سمت بیوت علما و مرجع تقلید حرکت کردند. آنان که تا جلوی مدرسه فیضیه در میدان شعار «مرگ بر این حکومت یزیدی»، «درود بر خمینی» و «رهبر ما خمینی است» میدادند با ماموران شهربانی که قصد متفرق کردن جمعیت را دارند، درگیر شدند. راهپیمایی طلاب که به این سو و آن سو فرار میکردند به سمت آیت الله سیدمحمدرضا گلپایگانی رفتند و در آنجا پای سخنانشان نشستند و از آنجا به طرف منزل آیت الله سید محمدکاظم شریعتمداری رفتند اما آنها با حضور با تأخیر روبرو شدند که مورد اعتراض اکثر طلاب بودند. حاضر قرار گرفت.

ماموران شهربانی و ساواک در حد فاصل سه راه ارم چهارمردان مستقر شدند و این ماموران در مسیرها، معابر و خیابان های منتهی به حرم حضرت معصومه و منزل علما و مراجع تا پایان روز ادامه داشت.

طلاب و مردم معترض نماز جماعت مغرب و عشا را در مسجد اعظم قم می خوانند و بعد از نماز به سر دادن شعارهای ضدرژیم و حمایت از سیدروح الله موسوی خمینی پرداختند. مردم و طلاب معترض شعارهای «مرگ بر این حکومت پهلوی» و «دانشجو، روحانی پیوندتان مبارک» را به شعارهای صبح اضافه کردند و در مسجد اعظم و حرم حضرت معصومه (س) تجمع کردند.

ماموران شهربانی با مشاهده این صحنه مردم را از حرم و صحن حضرت معصومه بیرون کردند. جمعی از جمعیت متفرق شده به سمت خیابان صفاییه و جمعیت بیشتر به سمت چهارراه و خیابان چهارم رفتند و تعقیب و گریز با ماموران شهربانی تا ساعت ۹ شب ادامه یافت.

اوج قیام

حرکت اعتراضی مردم صبح روز دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۵۶ با تعطیلی بازار بزرگ قم و همراهی بازاریان با طلاب ادامه ی. مطابق با قرار قبلی، طلاب و مردم این روز نیز در مقابل مدرسه خان و میدان آستانه جمع شدند و به روز قب.

طلاب معترض ابتدا به منزل آیت الله آملی و بعد به منزل علامه محمدحسیناطبایی رفتند و پای سخنان آنانی که در طبابت به ظالمانه رژیم پهلوی و حمایت از نهضت سید روح الله موسوی رئیس جمهور گفتند، نشستند. جمعیت بعد از نماز ظهر و عصر با تعداد بیشتر در میدان آستانه تجمع و به سمت خانه آیت‌الله حس آنها هم به دفاع از راه و نهضت رهبر نهضت و حرکت آگاهانه طلاب پرداختن و مردم و طلاب را به وحدت دعو می کنند. جمعیت بعد از سخنرانی ایشان به سمت خیابان صفایه حرکت کرد اما ماموران شهربانی و اراذل در کنار ماموران کنار ماموران ساواک از حرکت جمعیت جلوگیری کردند. ماموران و کماندوهای ارتش در سه راه موزه و چهارراه ارم آماده باش بودند.

ماموران ساواک برای دادن به دست نیروهای ضد شورش ارتش و سرکوب مردم، مشابه رفتاری را که در خیاه است. دو نفر از ماموران ساواک با شکستن شیشه یک بانک و اراذل و اوباش با غارت فروشگاه‌های کسبه زمینه به رگ در این بین روزنامه اطلاعات و دفتر حزب رستاخیز در شهر قم نیز آتش زده شد. با این اقدام ماموران ساواک و همراهی اراذل و اوباش، رفتار ماموران شهربانی و گارد شاهنشاهی رنگ خش. ضرب و شتم مردم را با باتوم و شلیک تیر هوایی شروع کردند و جنایت خود را با آتش مستقیم گلد کردند.

با گذشت چند روز از این فاجعه، سرنگ رضا رزمی، ریاست اداره شهربانی قم توسط مقامات مافوق در تهران، ش ر.

منابع:

صحیفه امام ، جلد سوم ، صص ۳۵۳- ۳۵۵

مظفر روزنامه ایران ۲۳ دی ۱۳۹۲

حیفه امام ، جلد سوم ، صص ۲۹۶ –

روزنامه اطلاعات. شماره ۱۵۵۰. دی ۱۳۵۶

مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، کتاب انقلاب اسلامی ایران از دی ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷

انتهای پیام

سریعترین رژیم لاغری